الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

79

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

مىشناسند و فرمانش را مىبرند و دشمنانى دارند كه از آنها عيبجوئى كنند و هتك حرمت خاندان آنان كنند و اگر خدا با جبر و قهر جلود دشمنان را بگيرد حكمت باطل شود و اختيار از ميان برود و ثواب و عقاب و عبادات بيهوده شود و به همين ملاحظه بايست خدا بوضعى از اولياء خود دفاع كند كه سبب بطلان عبادات و مثوبات نباشد و راه بىعيب دفاع كيفر بدكارانست چون قطع يد و دار زدن و قصاص و حبس و تحصيل حقوق حقه است چنانچه گفته‌اند ( جلوگيريهاى سلطان بيشتر از جلوگيريهاى قرآنست ) خدا هم به همين معنا نطق فرموده ( در سوره حشر آيه 13 ) : هر آينه از شما ترس بيشترى دارند تا از خدا « 1 » - پس لازمست بر خدا نصب خليفه كند تا شر دشمنانش را از دوستانش بگردانند به شرط عدالت و صحت عمل كه ولايت امام بر آن متكى است نه ولايت و رياست كسى كه از حقوق غافل است و واجبات را ضايع مىنمايد و مخالفت بر كنار كردن او از نظر عقل لازمست ، برتر است خداى تعالى از اين كار شرح ماهيت و حدود خلافت حقه خليفه در كسى صادق آيد كه حائز مقام خليفه گذار و شغل او باشد از اين رو بايد گفت لفظى است كه در موارد مختلف اطلاق شود اگر كسى مسجدى بسازد و خود در آن اذان نگفته مؤذنى بر آن نصب كند اين شخص مؤذن مسجد ساز است و بس چون متصدى شغل او نشده ولى اگر خودش چند روز در آن مسجد اذان گويد و سپس كسى را مؤذن كند بر او صادق آيد كه خليفه او است و شغل او را متصدى است و از نظر عقل و عرف اگر گمركچى بگويد اين شخص خليفه منست فهميده شود كه در شغل گمرك خليفه او است نه در پست و رسيدگى بمظالم و همين طور است اگر پستچى يا حاكم مظالم خليفه معرفى كنند ، از اينجا

--> « 1 » اين آيه در شرح حال يهود است كه ميفرمايد يهود با اظهار خداپرستى از شما مسلمانان شمشير بدست بيشتر از خدا ميترسند